شفا دوست نزدیک

عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 52
|
تاريخ: شنبه Jan 05, 2008 6:17 am عنوان: غفلت از تربيت در غوغاي زندگي |
|
|
غفلت از تربيت در غوغاي زندگي نهاد خانواده را در برابر آسيب ها مصون سازيم
حسن آقايي
تربيت صحيح زيباترين و جذاب ترين جلوه انساني است. از اين رو مي توان آن را به مثابه شناسنامه شخصيت فرد و هر جامعه قلمداد كرد. به عبارت ديگر تنها تمايز افراد با يكديگر حس و نياز به احترام و تعالي روان و انديشه است.
امروز روز خانواده نامگذاري شده است. بي ترديد نهاد خانواده به عنوان پايه گذار كليه نهادهاي اجتماعي، فرهنگي و... جامعه مورد توجه و دقت نظر كارشناسان و صاحب نظران علوم اجتماعي از يكسو و مسئولان و تصميم سازان از ديگر سو قرار دارد. متأسفانه در سال هاي گذشته و اخير بروز برخي بزهكاري ها و ناهنجاري هاي اجتماعي را شاهديم كه از جمله علل شكل گيري آن ها را مي توان در نوع نگاه به كانون خانواده از سوي والدين و بي توجهي هاي آنان درباره رفتار و گفتار خود و الگوگيري فرزندان برشمرد.در اين نكته شكي نيست كه مهمترين هدف زندگي بر محوريت در شأن انساني زيستن، ايجاد محيط مناسب براي پرورش فكر، اخلاق، حفظ حرمت و ثبات سرافرازي و... مي چرخد.
همه اين مؤلفه ها و از جمله ارزشهاي معنوي، در قالب فرهنگ ملي، الگو و اساس زندگيمان قابل تعريف است كه از پيشينيان نسل به نسل به زمان حال و آتي جريان داشته و دارد. شخصيت فردي، اجتماعي و ملي- ديني چارچوب تربيتي انسان ايراني بوده است. حال چرا برخي از حضور در اين چارچوب طفره مي روند، به بي حرمتي و هنجارشكني مي پردازند؟ نكته اي قابل بررسي است. علل بروز پديده افت تربيتي نزد برخي افراد و خانواده ها چيست؟
تربيت به يك معنا، ارج نهادن به رشد عقلي و مرتبت رفيع شخصيت هر انسان است. اين الزام انساني را اگر از ديدگاه ارزشهاي اسلامي بنگريم، مفهوم آن رسيدن به حد كمالات انساني است. بي ترديد لازمه آن تفكر و صيقل دادن جايگاه نفس از افكار بسته و احتمالا پلشتي هاي مفرط ماديات است. بديهي است جايگاه اولين رويكرد جدي به اين مباحث كه مي توانند آسايش و آرامش انديشه و روان را براي افراد جامعه فراهم كنند، بايد در حوزه خانواده جستجو كنيم. خانواده در هر جامعه طبيعتاً نقش محوري را در تربيت افراد دارد. ريزش و يا تعالي در ساختار سازي تربيت و فرهنگ و حرمت و... ابتدا از درون خانواده سربرمي آورد. در خانواده اي كه والدين به هر عنوان و دليل از تعليم و تربيت فرزندان خود غفلت مي ورزند، مسلماً كمتر آثار ارزشمند آرامش و سعادت و سلامت زندگي را تجربه مي كنند زيرا فرزندان به عنوان ثمره و سرمايه آينده خانواده آنگونه كه بايد طعم تربيت و حرمتداري را نچشيده و نديده اند. والديني كه به دلايل متعدد از جمله مشغله هاي معيشتي و كاستيهاي مادي و... از پرورش مناسب عقلي- رواني و تربيت سالم فرزندان غفلت كرده يا غافل بمانند، خود بزرگترين نقص مسئوليت پذيري را مرتكب شده اند، يا خواهند شد. آنان كه خود بدون رعايت حال و هواي بچه ها خانواده را ميدان بگو و مگو و پرخاش و قهر و نارواگويي مي كنند متأسفانه غافل از آن بوده و هستند كه بچه ها به الگو و نسخه برداري از كردار و گفتار آنان مي پردازند. و اين گروه والدين، شخصيت و حيثيت بچه ها را از همان دوران كودكي، نوجواني و يا در جواني، خدشه دار و بي اعتبار مي كنند در حالي كه اصل و بنياد تربيت و شكل گيري انديشه و روان يك هدف متعالي براي طول عمر شخص است و سلامت زيستن و تكاپوي متحولانه در تحولات اجتماعي نيز رابطه رودررو و تنگاتنگ با سرنوشت انسان دارد، امام علي«ع» در نهج البلاغه فرموده است: «قلب نوجوان مانند زميني خالي است. هر آن چه در آن افكنده شود مي پذيرد.» مولاي متقيان نيز به امام حسن«ع» در خصوص تربيت فرموده است: «من به تربيت تو اقدام كردم قبل از آن كه قلب تو سخت شود و عقلت اشتغالات بسيار بيابد.»
بهانه هايي براي سلب فرصت تربيت
«اقتصاد يكي از عوامل مهم تأثيرگذار به نحوه تربيت فرزندان در خانواده است. از زماني كه اقتصاد در مبادلات و روابط بين مردمي در كشور عميق و گسترده و همه كاره شد متأسفانه هركس هرچيز را با اقتصاد و پول مي سنجد.»
اين نظر «فريدون بهلولي»- كه مي گويد پيشتر كارمند وزارت بازرگاني بوده و حالا شغل آزاد دارد- است . او مي افزايد: «رويكرد افراطي به ماديات جامعه را آهسته آهسته، از معنويت زندگي دور مي كند. به اين لحاظ است كه برخي از جوانها از تربيت اصيل دور ميشوند چرا كه خانواده آنان نيز دراين گروه افتاده اند. مشغله زياد فرصت گفت وگوي مناسب و تربيت بچه ها را سلب مي كند.»
وي با اشاره به اين كه سه فرزند جوان و نوجوان دارد. درطول زمان تحصيلي فرزندان خود فرصت چندان نداشته به مدرسه شان برود حال و وضع درسي آنها را جويا شود. دليلش را مشغله فكري مي خواند و مي گويد: «وقتي زمان كودكي و دوران تحصيلي خودم را مرور مي كنم مي بينم مادرم حداقل يك هفته در ميان به مدرسه ام مي آمد و وضعيت درس من و ساير بچه ها را جويا مي شد. مادر آن موقع فرصت تربيت بچه ها را داشت. دراين زمانه ضمن آنكه بچه ها- بعضاً- حرف و توصيه پدر و مادر را گوش نمي كنند، تعامل خانوادگي هم كم شده است. دليلش همان شرايط اقتصادي و مشغله هاي كاري است.»
از وي درباره نقش ايمان در كانون خانواده و به دنبال آن تربيت مي پرسم. پاسخ مي دهد: «ايمان نقش زياد و ماندگاري در تعليم و تربيت بچه ها دارد. يادم مي آيد 5-4 ساله بودم با پدرم به مسجد مي رفتم. هنوز اثرات حال و هوا و صميمت آن فضا در فكر و روحم مانده ا ست.»
كمي مكث مي كند... از كودكي آموختيم كه حتي پايمان را در ا تاق خانه جلوي بزرگترها دراز نكنيم. اما بچه ها حالا به اين نكات توجه مي كنند؟
تلويزيون و واژه هاي منفي
خانم «س- زينلو» مدرس دانشگاه، تربيت را شاخه اصلي در تشكيل خانواده و زندگي مي داند و معتقد است اثر تربيت صحيح فرزندان و ساير افراد در جامعه متجلي مي شود و همينطور عدم تعليم و تربيت مثبت هم عيناً در جامعه اثر منفي مي گذارد.
وي درخصوص نقش تلويزيون در تربيت خانواده و جامعه، چنين مي گويد: «تلويزيون دراين باره تأثير بسيار مهمي دارد. امروزه كه برنامه هاي تلويزيون زياد و متنوع شده است مي بايد حساسيت زيادي در فرهنگ سازي مخاطبان خود داشته باشد درحالي كه مشاهده مي كنيم حتي واژه هاي منفي به كار مي برد. بچه ها از فرهنگ منفي آموزش مي گيرند.» و به نوعي آنها را ترويج مي كند.
الگوسازي متفاوت براي بچه ها
يك بازنشسته آموزش و پرورش عوامل موثر در تربيت صحيح و پايدار فزرندان را به يك شكل هندسي ترسيم مي كند. رأس اضلاع آن را مذهب مي داند و ديگر اضلاع را به ترتيب: پدر و مادر، نان حلال، خويشاوندان، تلويزيون، مجموعه بخش هاي جامعه از جمله مدرسه و دولت ترسيم مي كند.
«حسين رابط» مي گويد: «لازمه تربيت اصيل رفتار و گفتار پدر و مادر است. يعني مهمترين عامل تربيت فرزندان اين است كه پدر و مادر براي فرزندان الگو باشند. مثلا جلوي بچه ها داد و بيداد نكنند، سيگار نكشند، احترام يكديگر را رعايت كنند و تفكر مثبت داشته باشند.
وي ادامه مي دهد: «رفتار وگفتار والدين در سيستم حافظه فرزندان ثبت و ضبط مي شود. اين يعني همه حركات و سكنات والدين روي حتي طفل تاثيرگذار است. لقمه حلال هم در چگونگي شكل گيري تربيت فرزند از خردسالي تا بزرگسالي او مؤثر است و همچنين نوع رفتار و گفتار اعضاي فاميل نيز در تربيت فرزند يك خانواده اثر مي گذارد.»اين فرد بازنشسته از تلويزيون و راديو به عنوان اساسي ترين وسايل ارتباط جمعي به عنوان عوامل ديگر در دريافت انديشه هاي اجتماعي، رفتار و ساخت و تعليم تفكر- خواه مثبت و خواه منفي- نام مي برد.
وي با بيان اين كه احترام به يكديگر و ايجاد آرامش در محيط خانوادگي مي تواند به عنوان يك عامل موثر فرزندان را به سلامت به دوران جواني و بزرگسالي رهنمون كنند، مي افزايد: «كوچه، خيابان و شهر و سپس مدرسه هر كدام به نوبه و به نوع ديگر مي توانند روي تربيت بچه ها تأثيرگذار باشند. غيراز اين موارد و بر همه اينها، دولت نيز مي بايد در رهنمون كردن مردم خاصه بچه ها توجه بيشتري داشته باشد. اما وراي تمام عوامل انساني مذهب شاكله اصلي در طول زندگي هر فرد و جمع است. معتقدات برآمده از متن مذهب الهي روي خانواده، پدر، مادر و فرزند در پرورش درست و تربيت سالم تأثير به سزا دارد.»
فرزند سالاري؛ مغاير تربيت اصيل
يك خانم معلم هم مي گويد تربيت بچه ها به نحوه تعليم و رفتار ديگر اعضاي خانواده بستگي دارد. فرهنگ خانواده روي چگونگي تربيت فرزندان بسيار تأثيرگذار است.
«قدسي» معلم پايه اول يك دبستان دخترانه... با انتقاد از برخي بي توجهي ها نسبت به چگونگي روند تكامل شخصيت بچه ها مي گويد:بايد روانشناسي بر وفق دين و فرهنگ كشورمان را روي بچه ها - فرزندان- پياده كنيم. چرا كه به اصول اخلاقي و مباني ارزش هاي ديني مان پايبند هستيم.»
وي شيوه فرزند سالاري در برخي خانواده ها را برنمي تاباند و آن را مغاير تربيت اصيل ايراني مي داند. همچنين در مورد نقش تلويزيون مي گويد: «تلويزيون تأثير زياد روي نوع و نحوه تربيت بچه و نوجوان ها مي گذارد. اما بايد باور كنيم كه بدآموزي دارد. از طرف ديگر مشغله زياد والدين هم روي تربيت فرزندان اثرگذار است چرا كه پدر و مادر به دليل مشغلات كاري و فكري روزمره فرصت لازم را براي پرورش فكري و تربيت جامع بچه هايشان ندارند.»
غريبگي با مفاهيم تربيتي
آرش امامي يك كارشناس علوم ارتباطات ابتدا تعريفي از مفاهيم فرهنگ ارائه مي دهد مبني بر اين كه انسان به ياري انديشه و تفكر توانسته است با تسلط برطبيعت براي سازگاري با محيط هاي طبيعي و اجتماعات گوناگون راه ها و شيوه هايي ابداع كند كه به مجموعه اين روشها فرهنگ مي گويند، و سپس ادامه مي دهد: «اصطلاح فرهنگ در بيان محاوره اي غالبا اشاره به ارزشها، هنجارها و كالاهايي مادي كه يك گروه معين اجتماعي از آنها پيروي مي كند دارد. »
در ادبيات فارسي از ديرباز ماهيت ويژه فرهنگ به عقل، ادب، نگاهداشتن- حد و اندازه هرچيز و نيز علم، دانش، تعليم و تربيت و مجموعه آداب و رسوم، علوم معارف و هنرهاي يك قوم گفته مي شود. چنانچه «فردوسي» شاعر و حماسه سراي ايران سروده است:
زدانا بپرسيد پس دادگر كه فرهنگ بهتر بود يا گوهر
چنين داد پاسخ بدو رهنمون كه فرهنگ باشد ز گوهرفزون
كه فرهنگ آرايش جان بود زگوهر سخن گفتن آسان بود
بنابر اين سخن حكيمانه، زر و گوهر دربرابر فرهنگ، خوار و سست بنياد است. «به فرهنگ باشد روان تندرست» لذا مي بينيم دانشمندان و پيشينيان ما نسبت به فرهنگ و تربيت، نظرات بسيار جالبي داشته اند.»
وي تاكيد مي كند وقتي به ديدگاه هاي فرهنگ پيشينيان خود غريبه مي شويم و در نتيجه ، ارزشهاي اجتماعي مثل تقوا، دانش، قدرت، احترام، سلامت، مهارت، محبت و تربيت اصيل كمرنگ مي شوند و در سالهاي متمادي درجه جايگاه ارزشها بين انسانها تغيير مي كند. بدين ترتيب به فرض اتومبيل مارك... آخرين سيستم و خانه مجلل و گرانقيمت داشتن، جايگاه- به نظر برخي- اجتماعي بالاتر قرارمي گيرند و- مثلا- درجه دانش و احترام به همديگر يك درجه پايين تر محسوب مي شود. نتيجه اين دگرگونيها آن مي شود كه نيروي جوان سعي مي كند ارزشهاي اجتماعي را كه مقبول است انتخاب كند. لذا از آنجا كه جواني نمي تواند زود به ثروت و ماديات دست يابد و درآن جايگاه اجتماعي كه چنين دگرديسي فرهنگي را تاييد مي كند، قرار بگيرد، به شيوه هاي مختلف انرژي صرف مي كند تا مگر ظرف دوسه سال به آن مقصد- جايگاه مادي - برسد.
بديهي است كه چنين افرادي در جهت حصول نتيجه ماديگرانه شان نيز تربيت اجتماعي و شئون معنوي جامعه را ناديده مي گيرند. به اخلاق، تقوا، تربيت و سلامت روان خود و جامعه توجهي نمي كنند. دراين حال و شرايط آسيب هاي اجتماعي گريبانگير جامعه مي شوند چرا كه آنچه مقبول انديشه منزه، تربيت سالم و فرهنگ فاخر بوده است در نزد چنان فرد و اشخاصي ضدارزش محسوب مي شود. در چنان و چنين حال است كه به اصالت تربيت وتعليم خدشه وارد مي شود. _________________
مردانی که بیشتر از جایگاه و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . اُرد بزرگ
جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترين غرايز خود دور مي شود . فريدريش ويلهلم نيچه |
|