| مشاهده موضوع قبلي :: مشاهده موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيام |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: دوشنبه Dec 31, 2007 5:35 am عنوان: رسانه هاي ايران |
|
|
«زن، انقلاب اسلامي و دفاع مقدس» عكاسان به مسابقه فراخوانده شدند
با انتخاب و قضاوت مجتبي آقايي، اميرعلي جواديان و سعيد صادقي معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگي بنياد شهيد و امور ايثارگران همزمان با كنگره بين المللي شهداي زن، نمايشگاه و مسابقه سراسري عكس «زن، انقلاب اسلامي و دفاع مقدس» را برگزار مي كند.
به گزارش ايونا، آثاري در اين نمايشگاه پذيرفته مي شوند كه در برگيرنده موضوعها و مضامين مرتبط با نقش و فعاليت مؤثر و محوري بانوان در دوران مبارزه و پيروزي انقلاب اسلامي و عرصه هاي گوناگون دفاع مقدس و پس از جنگ تحميلي باشند. آخرين مهلت ارسال آثار پنج شنبه 13 دي ماه 1386 اعلام شده است |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: دوشنبه Dec 31, 2007 5:35 am عنوان: |
|
|
كليات طرح پرداخت مستمري
به فرزندان زنان متوفي مشمول قانون تأمين اجتماعي تصويب شد
به گزارش ايسنا، در جلسه علني روز چهارشنبه مجلس شوراي اسلامي، كليات طرح دو فوريتي تسري قانون پرداخت حقوق وظيفه به فرزندان مستخدمين متوفي مصوب 1355 به مشمولان قانون تأمين اجتماعي به تصويب رسيد.
بر اساس اين مصوبه، حقوق وظيفه مادران متوفي مشمول قانون تأمين اجتماعي (اعم از سازمان تأمين اجتماعي و ساير صندوقهاي بازنشستگي) با رعايت شرايط قانوني مربوط و همانند مردان مشمول (از محل كسورات بازنشستگي پرداختي توسط آنان) در خصوص فرزندانشان برقرار مي شود. |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: دوشنبه Dec 31, 2007 5:35 am عنوان: |
|
|
مصايب پشت ميز نشيني
* مهشيد شريف نيا
با تحول در شرايط زندگي، بسياري از مشاغل متداول جامعه ما حذف گرديده يا نحوه آن مطابق با شرايط زمان دگرگون شده است.
چنانكه امروز شاهديم براساس ويژگيهاي جوامع صنعتي، مشاغل متعددي در سايه بهره مندي از فناوريها آسانتر و سريعتر و البته با تحرك كمترانجام مي شود.
از همين روست كه متوليان سلامتي جامعه از 60 درصد كم تحركي در كشورمان ابراز نگراني مي كنند. زيرا در حال حاضر بسياري از مشاغل جوامع ما به صورت پشت ميز نشيني درآمده است.
بنابرهمين دليل نيز اكثر افراد جامعه نظير بانوان از دردهاي كمري و عضلاني شكايت دارند. البته اين گونه دردها بنا برعلل گسترش چنين فعاليتهايي همچنان رو به افزايش است درحاليكه چنين شيوه كاري آثار ناخوشايندي به دنبال دارد.
عوارض پشت ميز نشيني
اصولاً نشستن نياز به عضلاتي دارد كه تنه، گردن وشانه ها را دروضعيتي ثابت نگه دارد. اين در حالي است كه در وضعيت كاري ثابت، به دليل فشار بر عضلات وانقباض مداوم آنها، جريان خون در چنين عضلاتي كاهش مي يابد بنابراين خون و انرژي كافي به آنها نمي رسد در نتيجه زودتر دچار خستگي مي شوند.
همچنين فشار برعضلات و اندامهاي داخلي، سوخت و ساز و تغذيه ديسكهاي بين مهره ها را محدود كرده و به مرور زمان احتمال تحليل آنها را افزايش مي دهد.
همچنين درحالت نشسته، به دليل تحرك كمتر نياز به دستگاه گردش خون كمتر مي شود. بنابراين فعاليت قلبي و جريان خون پايين مي آيد.
اين جريان خون ناكافي به ويژه خوني كه از اندامهاي تحتاني نظير پاها به قلب باز مي گردد و باعث تجمع خون در اين قسمتها مي شود و چنانچه صندلي نيز بلندتر تر از معمول باشد اين وضعيت را تشديد مي كند. به اين ترتيب پاها دچار تورم شده، بي حسي را تشديد مي كند و فرد دچار خستگي مي شود.
راهكار چيست؟
براي كاهش عوارض اين آسيبها، روشهاي پيشگيري متعددي توصيه مي شود. نخستين روش، قرار گرفتن در وضعيت مناسب بدني است. براي نمونه به هنگام نشستن بر صندلي كف پا مستقيم برروي زمين قرار بگيرد و از نگه داشتن پاها به حالت ضربدري يا كشيدن آنها به سمت عقب پرهيز شود. براي سلامتي بيشتر مي توان از زيرپايي مناسب استفاده كرد. نكته ديگر اينكه، در حال حاضر صندلي جزو اساسي در فعاليتهاي نشسته محسوب مي شود، بنابراين ضرورت دارد از صندلي مناسب بهره مند شد به گونه اي كه ارتفاع كف صندلي و زاويه كف و همچنين ارتفاع پشتي و زاويه آن مناسب و قابل تنظيم باشد.
به اين ترتيب كه فرد به راحتي به پشتي صندلي تكيه كرده و مسلط برجريان فعاليت خود باشد. از اين رو، نحوه چيدمان ابزار نبايد به صورتي باشد كه فرد ناچار به چرخاندن كمر خود براي هر فعاليتي باشد.
از روشهاي ديگر در كاهش آثار فعاليتهاي نشسته، حركت است، به اين ترتيب كه به ازاي هر 60 دقيقه كار نشسته پنج دقيقه قدم زده و حركت كرد. |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: دوشنبه Dec 31, 2007 5:36 am عنوان: |
|
|
در قالب جشنواره اي به مدت 10 روز در تهران انجام مي شود؛
حضور فعال زنان نام آور و نان آور زير يك سقف
گروه بانوان - حجت زاده: نخستين نمايشگاه و جشنواره ملي «زنان نام آور و زنان نان آور»، با حضور پيشكسوتان عرصه هاي علمي، فرهنگي، هنري، ورزشي و دفاع مقدس، آغاز شد.
در اين جشنواره كه به مدت 10 روز تا 17 دي ماه ادامه دارد، بخشهاي جنبي شامل نمايش طنز، موسيقي مقامي ويژه بانوان، گروه كر كودكان، سالمندان و بانوان نيز براي بازديد كنندگان برگزار مي شود.
از جمله برنامه هاي ديگر اين جشنواره، تجليل از زنان نام آور و نان آور پيشكسوتي است كه معيارهاي شناسايي و انتخاب آنان از سوي كميته برگزاري ويژه برنامه هاي تجليل به تأييد وزارت كشور رسيده است. افراد معرفي شده از سوي سازمان ها، نهادها، واحدهاي توليدي، آموزشي، هنري، ورزشي، فرهنگي، خيرين و... با توجه به معيارهاي مزبور انتخاب شده اند.
در ضمن هر شب از ساعت 18 تا 21 در تالار بزرگ وزارت كشور پيشكسوتان عرصه هاي مختلف حضور مي يابند و به گفتگو مي پردازند.
در طول برگزاري اين جشنواره بازديدكنندگان هر روز شاهد برگزاري نمايشگاهي با عنوانهاي خانواده، بازنشستگان، سالمندان، خيرين، مذهبي، دفاع مقدس، اجتماعي، سياسي، علمي و پژوهشي مي باشند.
همچنين در اين جشنواره مراسم بزرگداشت مقام حضرت مريم(س) ويژه تحويل سال 2008 ميلادي را شاهد هستيم.
در جوار نمايشگاه و جشنواره ملي «زنان نام آور و نان آور» بخشهاي آموزش بهداشت، درمان و مشاوره شامل شيوه رسيدن به زناشويي برتر، تشريح بيماريهاي ام.اس و پاركينسون، تأثير تنوع غذايي در سلامت و افزايش طول عمر، پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي در خانواده و... نيز توسط استادان دانشگاه و كارشناسان در كارگاههاي آموزشي مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد و توسط متخصصان مشاوره هاي حقوقي، مذهبي و روانشناسي ارايه مي شود.
از سوي ديگر، در اين نمايشگاه با همكاري سازمان فني و حرفه اي دوره هاي هشت روزه آموزش عروسك سازي، سفالگري، گرافيك، نقاشي روي پارچه و چرم، طراحي لباس، گلسازي و شمع سازي برگزار مي شود و در پايان به شركت كنندگان گواهينامه سازمان فني و حرفه اي اعطا مي شود. آموزش آشپزي، دسر و سفره آرايي و پخت انواع نانهاي حجيم نيز توسط مربيان از جمله ديگر برنامه هاي اين جشنواره ملي است.
گفتني است، طي اين مدت غرفه هاي گوناگوني در محل تالار وزارت كشور براي عرضه محصولات فرهنگي و هنري زنان نان آور از جمله صنايع دستي، تابلو فرش و... نيز برپا خواهد بود. |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: دوشنبه Dec 31, 2007 5:36 am عنوان: |
|
|
افزايش دو برابري بيماران دياليزي در 5 سال آينده
مديرعامل انجمن خيريه حمايت از بيماران كليوي ايران، اظهار داشت: پيش بيني هاي آماري از دو برابر شدن تعداد بيماران دياليزي در كشور طي 5 سال آينده حكايت دارد.هاشم قاسمي در گفتگو با مهر افزود: پيش بيني چنين وضعيتي مي تواند زنگ خطر جدي در خصوص عواقب و عوارض رشد ، شيوع و گسترش اين بيماري در كشور باشد.وي خواهان توجه بيشتر مسؤولان حوزه سلامت به وضعيت بيماريهاي كليوي در كشور شد و گفت: توجه به اين موضوع و پيشگيري از بيماريها مي بايست بيش از پيش در دستور كار قرار گيرد.
مديرعامل انجمن خيريه حمايت از بيماران كليوي ايران، با اشاره به اينكه در حال حاضر از هر يك ميليون جمعيت كشور، 253 نفر بيمار دياليزي هستند، افزود: بر اساس وضعيت سرانه بهداشتي در كشور، مطالعات كارشناسي حاكي از آن است كه اين تعداد مي بايست يك هزار بيمار دياليزي به ازاي هر يك ميليون نفر جمعيت كشورمان باشد.قاسمي تصريح كرد: اين در حالي است كه بسياري از بيماران دچار نارسايي هاي كليوي، اصلاً شناسايي نمي شوند و فوت مي كنند.
وي با اشاره به هزينه هايي كه جهت انجام دياليز بيماران از سوي دولت پرداخت مي شود، افزود: هر نوبت دياليز، بين 60 تا 70 دلار هزينه دارد و از همين رو، ساليانه ميليونها دلار صرف درمان بيماران دياليزي و پيوند كليه مي شود. در حالي كه با تشخيص به موقع بيماران دچار نارسايي هاي كليوي، مي توان از تحميل هزينه هاي اضافي كم كرد. |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: دوشنبه Dec 31, 2007 5:37 am عنوان: |
|
|
رئيس كميسيون آموزش مجلس:
لايحه اصلاح قانون مدارس غيرانتفاعي تا پايان دي نهايي مي شود
رئيس كميسيون آموزش مجلس از نهايي شدن لايحه اصلاح قانون مدارس غيرانتفاعي در اين كميسيون تا پايان دي خبر داد. علي
عباسپور تهراني فرد در گفتگو با فارس افزود: تغييرات بسيار خوبي در قانون مدارس غيرانتفاعي داده شده و نام اين مدارس نيز از غيرانتفاعي به غيردولتي تغيير يافته است.وي اضافه كرد: در تغييرات جديد قانون اصلاح مدارس غيرانتفاعي، بخش خصوصي براي سرمايه گذاري در تأسيس مدارس غيرانتفاعي تشويق شده است.عباسپور تهراني فرد با بيان اينكه شهريه مدارس غيرانتفاعي ضابطه مند شده است، گفت: در هر مدرسه هيأتي تشكيل شده و شهريه اي را تعيين مي كنند كه اين شهريه به شوراي نظارت ناحيه و منطقه اعلام مي شود و در آنجا بررسي خواهد شد و شهريه مورد نظر تعيين مي شود.
محمدعلي حياتي، مخبر كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس نيز گفت: كميته اي در هر آموزش و پرورش منطقه و استان متشكل از رئيس آموزش و پرورش، دو نفر از فرهنگيان به انتخاب رئيس آموزش و پرورش، مسؤول انجمن اوليا و مربيان مدرسه و يك نفر از مؤسسان مدارس غيرانتفاعي تشكيل مي شود كه اين 5 نفر، شهريه هاي پيشنهادي مدارس غيردولتي را تعيين مي كنند.وي ادامه داد: كمك هايي كه مدارس غير دولتي از افراد خير دريافت مي كنند نيز زير نظر شورايي متشكل از مدير مدرسه، انجمن اوليا و مربيان مدرسه و 2 نفر از معلمان مدرسه هزينه مي شود. |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: پنجشنبه Jan 03, 2008 11:15 am عنوان: |
|
|
پارازيت
- بهترين هديه براي قناري در قفس اهداي يك پنجره است.
- اگر به غم و غصه رو بدين، همه جاي زندگي شما رو پر مي كند.
- هيچ مسكني، درد مسكن را دوا نمي كند.
- آدم بي طرف نداريم، چون هر كس براي خودش طرفي دارد.
- يكي از تميزترين كلمات، پاكيزگي است.
- تيري كه به تاريكي انداخت گم شد!
- به ستاره ها كه نگاه مي كني، آسمان را فراموش نكن.
- بعضي ها پاي حرفي كه مي زنند، مي ايستند و بعضي ها زانو مي زنند.
- هر كس ساز خودش را مي زند، مهم شما هستيد كه به آن سازها نرقصيد.
- آدمهاي با ارزش، مسلماً اهل معامله نيستند.
- از فرمول زندگي، اكثراً سر در مي آورن، بعضي ها دم و عده اي هم شاخ.
- دانشگاه «آزاد» با شهريه هاي سنگين، دانشجويان را «اسير» كرد.
- چون هوا بيش از اندازه سرد بود، استاد دانشجويان را نقره داغ كرد.
غنچه از ترس چيده شدن، تمايلي به بازشدن نداشت.
- زندگي بعضي از آدمها رنگي و بعضي سياه و سفيد است.
- اكثراً در قيد حيات هستيم و در بند زندگي.
سهراب گل هاشم _________________
 |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: پنجشنبه Jan 03, 2008 11:16 am عنوان: |
|
|
اندر مزايا و قضاياي شير پاكتي!..
صبحدم، تا ديده را از خواب خوش وا مي كنم
بي محابا، ساك دستي را مهيا مي كنم
مي پرم از رختخوابم، گيج و منگ و پا بد
وگيوه تا خورده را «ورچپه» در پا مي كنم
تا بگيرم پاكتي، «شير پگاه» در يك نگاه
با تلسكوپ حركت صف را تماشا مي كنم
در ته صف ايستاده، هوش و گوشم رو به روست
«بنز خاور» مي رسد، شادي و هورا مي كنم
من كه با صف خو گرفتم، از تولد تا به حال
هر كجا بينم صفي خود را در آن، جا مي كنم
همره استاد فن، حاج اصغر صف بنديان
صد جوان را يكشبه، ناخوانده ملا مي كنم
درصف شيرآوران، مردانه مي تازم به پيش
رشته شيرآوري، تدريس آنجا مي كنم
حمله «گازانبري» از چارسو گردد شروع
روزني در بلبشو، رو به جلو وا مي كنم
تا بگيرم پاكتي، «شير پگاه» از «مندلي»
با اشارت رو به روش اين پا و آن پا مي كنم
چشم تا بر هم زدم، گردد «سه جعبه» ناپديد!
حيرت از اين چشم بندي هاي زيبا مي كنم
هر چه من خونگرم و جوشي، «مندلي» خونسردتر
خون خود را مي خورم، بي خود تقلا مي كنم
دست چپ در كيسه و، در دست راستم اسكناس
يك دويستي «بدون گوشه» پيدا مي كنم
بس كه گردن مي كشم در صف، گرفتن «آرتروز»
در دماي «سي و نه»، احساس سرما مي كنم
تا كه گردم خودكفا از منت «شير پگاه»
اين سخن را روز و شب با خويش نجوا مي كنم
«سهم نفت»ام را دهد گر «دولت خدمتگزار»!
مي خرم «گاوي» و با شيرش «سوپر» وا مي كنم
اي «خدنگي» تا بنوشي شير گاو پاكتي
«گاو نه من شيري» از بهرت مهيا مي كنم
* يارمحمد خدنگي _________________
 |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: پنجشنبه Jan 03, 2008 11:16 am عنوان: |
|
|
راپورت هاي هفتگي ؛ ما و حسن و مليله خاتون
* مخبرالسلطنه
آواره در اين دير هبوطيم
بي خاصيت اندر هپروتيم
گر دست دهد فرصتي اندك
حتماً پي فكري شپلوتيم
شعر كهنه
دارالشفاي تعطيل
درها بسته، هبه ها كوچك
چه قسم است اين همه بي منزلت خواهانه در كرسي دندانهاي اسب چوبين
چراغ خانه تاريك است، بايكوت كن
تمام لحظه ها را گيج گيج گيج گيجم امشب هم...
(شعر نو)
حتم داريم بر شما نيز حادث آمده بلا از آسمان نزول يافته و بر كله مباركتان فرود آيد و هوش از وجنات خلعت روحتان خارج سازد. قصه اي كه بر شما روايت مي رود از اين قسم حوادث غيرمترقبه است.
چندي پيش به قصد ابتياع مايحتاج مطبخ خانه زنبيل در دست گرفته به جهت يمين راه بازار تره بار در پي گرفته، رسيديم. در نخستين دكان داخل شده بهاي نيم كيلو كله پاچه سؤال كرديم، چنان بهايي استماع شد كه گويي ارواح خبيثه در مغز مباركمان به تفرج برخاستند. بي درنگ راه خروج پيموده، طلب ورود به دكان ميوه فروشي كرديم و بلانسبت دويست و پنجاه گرم شلغم و چهارصد گرم چغندر درهم در پولاستيك نموده در كفه موازنه نهاديم و دست در جيب كرديم، ليكن قيمت اقلام فوق به غايت فزون از استطاعت جيب بنده بوده، فرموديم چه خبر است عمو سبزي فروش، سبزي كم فروش؟ !گفتند: همين كه هست !مگر ما تا حالا از شما پرسيده ايم بابت راپورتگري در نشريه وزين تان چقدر طلب اموال مي كنيد كه شما مي پرسيد؟ الحق والانصاف ايشان تاكنون چنين پرسش از ما نكرده، فلذا ما نيز چنين پرسش مجاز ندانسته كله مبارك را به قصد دكان ماست بندي كج كرديم و در حجره ماست بندي نيز به تناسب درآمد ماست مطلوب نيافتيم الا آنچه از هفته ماضي در دكان مانده و ترشيده بود. همان دبه ترشيده را خريداري كرده به اضافه يك قرص بربري داغ غيرخاش خاشي از خباز محله پاييني و سرافكنده راه اندروني در پيش گرفتيم.
اصل قصه در ليله همان يوم متفق گرديد كه مليله خاتون بوراني اسفناج ساخته، داغ داغ از مطبخ خانه به مساحت سفره افزودند و ليواني آب در كنار آن، خويشتن نيز بر جنب سفره نزول اجلال فرموده، ماست ترشيده با اسفناج پخته مخلوط گردانده، لقمه كرده در لفجه مبارك فشرده، ليكن في الحال ابرو در هم پيچيده كليت صورت و چهره در هم كشيده، لقمه مبارك به قدرت هضم كرده از پس آن فريادي بر غايت بلند سر داده در طرفة العيني گوشتكوب مسين يا برنجي بر دست گرفته بر كله مباركمان نثار فرمودند. ما كه نفهميديم گوشتكوب بر سر سفره بوراني اسفناج چه كاركردي دارد.
ليكن حدس زديم ايشان شيئي مجهول بوده به واسطه ضربت وارد آمده بر كله مبارك ما گوشت كوب رويت شده اند.
علي ايحال، چندي پس از آن ضربت مبارك دراز به دراز در عرض سفره رو به قبله شديم و هنوز لحظه و آني سپري نشده حسن را ديديم بر پشته كرسي نشسته قاه قاه بر قيافه مبارك ما مي خندد. پاي جامه راه راهمان را به زحمت در پس دستان به ظاهر اختفا نموده تعجب كرده، فرموديم اولاً زهر مار، دوماًَ چه به روز ما آمده، سوماً شما به چه جرأتي در اندروني ما وارد شده، چهارماً از چه بابت گستاخي كرده در منزل ما و حدود شرعي رعايت نكرده ما به جاي انفصال به قاعده يك رأس گوسفند زنده، به مشابهت جماعت كفار و نساري در مجاورت هم جلوس كرده ايد؟ پنجماً، زهر مار !چرا در خانه ما به حضرت ما مي خنديد؟!
لهذا، نمي دانيم چه بر سر ما آمد كه آني پس از آن آرام شده با آنها رفاقت ورزيده به آهستگي از جوار هيكل فروافتاده مان بر عرض سفره و چهره مبهوت و گريان مليله خاتون (بانوي اندروني) گذشتيم و در معيت دوست تازه مان آكتور سريال تلفيزيوني لحظه سبز بوده به بازار روز رفتيم.
چشمتان را درد نمي آوريم، به بازار روز كه رسيديم در هر دكان وارد شديم جملگي اجناس را ارزان و مفت و قابل ابتياع ديديم، به گونه اي كه با ده تومان باقي مانده در انتهاي جيب مباركمان يك رأس گوساله شقه شقه شده و چهار كيسه جو و گندم و برنج و ماست و ماكاروني و سوسيس و شلغم و سبزي خوردن و مرغ و ماهي و ماكسيما و همراه چندم و زيرپوش و...خريداري كرده نشان به آن نشان كه در دكان سبزي فروشي در غفلت دكاندار خم شده گاز محكمي بر يك عدد سيب نورس سرخ زمستاني زديم ... و نمي دانيم چه شد كه در طرفة العيني از بازار در خانه ظاهر شده خويشتن در مجاورت سفره ديديم كه مليله خاتون بر ما تنفس مصنوعي مي دهد و ديده مبارك غرق در اشك دارد. هنوز ما بين اين جهان و آن جهان خواستيم به مليله خاتون بفهمانيم دست از سر ما بردارند و اجازت دهند در همان دنيا باقي مانده دل سيري خريد نموده، بلكه توانسته باشيم يك باب منزل مسكوني نيز كف برويم و بلكه در همان ديار باقي قصد نزول اجلال و اقامت دايم داشته باشيم...
ليكن هر چه كرديم ايشان نفهميدند و بلانسبت آن قدر به اشتياق بر ما تنفس تصنعي دادند كه به كل از حسن غول پشنگ دور شديم و در كنار همان سفره بوراني و ماستهاي ترشيده به هوش آمديم.
حالا چندي است فقط ماست ترشيده مي خريم و محض احتياط بر سر هر سفره بي جهت و جهت دار پانزده گوشتكوب برنجي مقدر مي سازيم، كانه كودك شيرديده بر سر سفره نزول اجلال مي فرماييم ليكن اين مليله خاتون از بد روزگار، يك من ماست صد روز ترشيده را يك نفس مي خورند و دم بر نمي آورند. _________________
 |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: پنجشنبه Jan 03, 2008 11:16 am عنوان: |
|
|
نگاهي به روشهاي مختلف بيدار ماندن در شب امتحان ؛ يك آفتابه آب يخ
بر هيچ آموزنده و يا جوينده دانش در هر برهه از زمان، پوشيده نبوده و نيست كه شب قبل از هر امتحاني و آنچه در اين شب خوانده، آموخته و حفظ مي شود، مهمترين و مؤثرترين عامل در كسب نمره مقبول و رضايت بخش خواهد بود !و همگان بر اين نكته نيز آگاهند كه مهمترين دشمن اين شب ارزشمند، همانا خواب ناز مي باشد كه با غلبه بر چشمان باز هر محصلي، آنان را خواهد بست و در نتيجه، محصلان بيچاره را از بركات اين شب گرانبها بي بهره خواهد نمود.
لذا بر آن شديم تا چند راه از روشهاي بي شمار مبارزه با اين دشمن خوني شب امتحان، يعني خواب را براي شما محصلان عزيز در هر مقطع تحصيلي كه مي باشيد، از پيش دبستاني گرفته تا فوق دكترا، بازگو نماييم، باشد كه پس از احراز نمرات بالا و در نهايت، رسيدن به قله هاي رفيع علم و دانش و ايضا ثروت، ما را نيز از دعاي خيرتان بي بهره نفرماييد!
1- استفاده از چوب كبريت:
ساده ترين، بي خطرترين، كم هزينه ترين و رايج ترين روش، همان روشي است كه سالها پيش بازيگر نقش اول فيلم سينمايي «باي سيكل ران» براي جلوگيري از به خواب رفتن از آن بهره برد، يعني استفاده از چوب كبريت، بدين صورت كه دو عدد چوب كبريت را از داخل قوطي آن برداشته و آنها را بين پلك بالا و پايين خود قرار مي دهيد تا مانع از به هم پيوستن دو پلك شما و در نتيجه، خواب رفتگي تان بشود !(اخطار !حتماً توجه داشته باشيد كه كبريتهاي استفاده شده، از نوع كبريت بي خطر باشند!)
2- نوشيدن قهوه و چاي پررنگ به مقدار فراوان:
كه اين مورد، از دو جهت به شما در مبارزه با خواب كمك خواهد كرد: يكي اينكه اين نوشيدني ها به علت دارابودن ماده اي به نام كافئين، خواب را از چشمان شما فراري خواهند داد و نكته ديگر اينكه، از آنجا كه نوشيدنيهاي فوق، جزو مايعات محسوب مي شوند، لذا مصرف بيش از حد آنها، نياز شما را به دستشويي بالا خواهد برد كه اين امر نيز علاوه بر تأمين سلامت كليه هاي شما، به پريدن بيش از پيش خوابتان نيز كمك خواهد كرد!
3- بهره گيري از آب يخ:
اين مورد به ميزان زيادي، بستگي به آن دارد كه شما در كدام فصل از سال به سر مي بريد!
چنانچه در فصلهاي بهار و تابستان مي باشيد، ابتدا بوسيله دوش آب يخ يا وان پر از آب يخ و يا در صورت نداشتن اين موارد، قابلمه و يا آفتابه پر از آب يخ، كاملاً سر و صورت و حتي المقدور، بدن خود را خيس نماييد و بلافاصله كولر گازي يا آبي خود را روشن و درحالت زياد قرار دهيد و مستقيماً در مقابل باد آن قرار گيريد تا نسل هر چي خواب است از بدن شما منقرض شود! اگر هم در فصلهاي پاييز و زمستان قرار داريد كه ديگر نيازي به صرف هزينه برق و استفاده از كولر نمي باشد و شما مي توانيد با همان سر و بدن خيس به داخل حياط يا كوچه برويد و منتظر بمانيد تا عمليات پريدن خواب به طور كامل انجام شود!
4- اقدام به خود زني:
اين روش كاملاً غيراخلاقي است و آن را جز در مواقع اضطرار، به شما توصيه نمي كنيم. در اين روش، چنانچه در هنگام مطالعه، خواب بر شما غلبه كرد، مي توانيد چند عدد كشيده محكم و آبدار درست مثل آنهايي كه در ايام طفوليت به هنگام شيطنت كردن از پدر، معلم، داداش بزرگه و... خورده ايد، به صورت خودتان بزنيد تا پدر هر چي خواب است، در بيايد!
از روشهاي مؤثر ديگر اين مورد مي توان به گرفتن نيشگون از نقاط حساس بدن، زدن بيني با مشت، كوبيدن سر به ديوار، فرو كردن دست در بخاري، كندن مو به صورت لاخ لاخ از سر، ابرو، ريش و سبيل (در مورد آقايان)، دست و پا، بيني و... و گاز گرفتن نقاط مختلف بدن اشاره كرد!
5- استعمال داروهاي شيميايي:
اين روش به عنوان آخرين تير تركش و آخرين راه ممكنه به شما توصيه مي شود و خاطرنشان مي كنيم كه تا زماني كه استفاده از هر كدام از روشهاي فوق برايتان ميسر مي باشد، براي حفظ سلامتي جسمي و رواني خود، به هيچ عنوان از اين روش استفاده ننماييد!
البته اكيداً به شما توصيه مي شود كه قرصهاي مذكور را فقط در شب آخرين امتحانتان استفاده نماييد به چند دليل: يكي اينكه ممكن است تا چندين روز بعد ازاستعمال آنها، در وضع ظاهري و روحي و رواني مناسبي نباشيد كه انتظامات دانشگاه شما را به دانشگاه راه دهد و در نتيجه از شركت در بقيه امتحاناتتان محروم شويد! دوم اينكه ممكن است تا چند روز در بيمارستان و يا تيمارستان بستري باشيد و نتوانيد يا نگذارند كه به دانشگاه برويد و امتحان بدهيد و مورد سوم، در بدترين حالت، ممكن است چند ساعت پس از استفاده از اين قرصها، به دليل مسموميت شديد و يا عوارض معمول ديگر قرصهاي مذكور، جان به جان آفرين تسليم كنيد و تبديل به يك محصل ميت شويد، لذا به همين دليل توصيه مي شود كه شب آخرين امتحانتان از آنها استفاده نماييد تا بتوانيد با مدرك تحصيلي و سطح سواد بالاتري فارغ الزندگي شويد!
لازم به يادآوري است كه براي گرفتن نتيجه بهتر از روشهاي فوق، ضروري است كه هرگونه بالش، پتو، زيرانداز و هر نوع لوازمي را كه يادآور خواب باشد، از محل درس خواندن خود دور نماييد تا نكند كه با مشاهده آنها، روشهاي به كار برده تان خنثي شود و خواب بتواند بر شما غلبه نمايد.
با آرزوي موفقيت در تمامي امتحانات براي تمامي شما جويندگان و آموزندگان علم و دانش.
* سعيد ترشيزي _________________
 |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: پنجشنبه Jan 03, 2008 11:17 am عنوان: |
|
|
در ميزگرد «سوسه» با حضور كارشناسان بررسي شد؛
تأثير شگرف «چارخونه» بر تحولات سياسي، اقتصادي ايران، جهان و غيره!
* مجيد تربت زاده
با عنايت به بروز خشكسالي و قحطي طنز در تلويزيون و وفور سريالهاي غمناك، دردناك، عشق ناك، وحشتناك، ايدزناك و غيره ناك و با عنايت به گزارش بانك مركزي مبني بر اينكه 70 درصد بينندگان تلويزيون، مخاطب «چارخونه» هستند و 80 درصد اين 70 درصد از سريال راضي اند و فقط از تورم موجود در بازار گلايه دارند، بنابراين در راستاي رسالت هنري مان در اين ستون ضمن برگزاري يك فقره «ميزگرد» ابعاد تراژيك، اكونوميك، اجتماعيك، سياسيك و طنزيك اين سريال را با حضور كارشناسان بررسي كرده ايم كه توجه شما را به آن جلب مي كنيم:
* وزير امور خارجه: من معتقدم روند پخش «چارخونه» به شكلي بود كه از همان اول ما حدس مي زديم جريان به سمتي برود كه شاهد انتشار گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريكا باشيم. اختلاف نظر درباره اين سريال ميان دموكراتها و جمهوري خواهان باعث انتشار آن گزارش شد. في الواقع اين مجموعه با به تصوير كشيدن جناح مرغي ها و تخم مرغي ها، اوضاع، آشفته سياسي نظام سرمايه داري آمريكاي جهانخوار را به چالش كشيد و «بوش» را در قالب شخصيت «منصور» ضايع كرد!
* وزير بازرگاني: به نظر من اين سريال موفقيت خودش را مديون فضاي كاملاً رئال آن است. يعني فضاي كلي سريال همان فضاي حاكم بر جامعه است !شما در اين سريال نمودي از گراني و تورم را مي بينيد؟ نمي بينيد. مرغ، تخم مرغ، گوشت و حتي تخمه كه از كالاهاي اساسي محسوب مي شود، در اين سريال هم به وفور يافت مي شود و هم ارزان است. هيچ كدام از شخصيتهاي سريال از تورم و گراني گلايه ندارند. حتي «مامان شكوه»! َ
اين نشانه همان مسأله اي است كه من مي گويم. بنابراين همين جا اعلام مي كنم هر كس در اين سريال يك مورد «گراني» پيدا كرد ما به او جايزه مي دهيم و در جامعه اگر موردي پيدا شد حاضريم سر اينكه آيا اين «تورم» يافت شده كاذب است يا واقعي، رسانه اي است يا غيررسانه اي، احساس تورم است يا تورم حقيقي بحث كنيم.
اگر توانستيم مخاطب را قانع كنيم كه هيچ، و گرنه مي گوييم يكي از معاونانمان خودش را از برج ميلاد پرت كند پايين!
* يك منتقد هميشه منتقد سياسي: در اين سريال شما بحث «دولت سايه» را در شخصيت «فروغ» مي بينيد كه هميشه روابط حاكم بر سريال و فضاي كلي آن را به طور مرموزي تحت تأثير خودش قرار مي دهد، از اين رو من فكر مي كنم سريال قابل تأملي است.
* فيروز كريمي: من فكر مي كنم بر خلاف خيلي از سريالها، اين يكي سه ريال هم نمي ارزد. البته ممكن است بعضي از كارشناسان و مردم بگويند اين سريال چهار ريال مي ارزد، خب بگويند، نقد سليقه اي است و من با احترام به نظر همه، مي گويم نظرتان به درد خودتان مي خورد !اصلاً من هم ممكن است 3 يا 4 ريال نظرم ارزش نداشته باشد، نظر است ديگر. در واقع من نيامده بودم اينجا براي شركت در اين ميزگرد هنري.
يكي از بروبچه هاي «سوسه» خودرويي داشت كه ما قرار بود آن را بخريم. فرسوده هم بود، قرار بود ما بخريم و آن را فرسوده كرده، تسهيلات بگيريم و به جاش «كمري» بخريم. گفتند شما كه زحمت كشيدي آمدي در اين ميزگرد هم شركت كن!
* وزير مسكن: من نقطه قوت اين سريال را در استفاده بهينه از فضاهاي آپارتماني مي بينم. ما و همكارانمان در مجموعه وزارت مسكن سعي مي كنيم رهنمودهاي اين سريال را نصب العين خودمان قرار دهيم و سياستهاي بخش مسكن را بر همين اساس تنظيم كنيم.
پيشنهاد بنده هم اين است كه در راستاي انبوه سازي، قسمتهاي بعدي اين سريال با نامهاي «شيش خونه» «هش خونه» و... ساخته و پخش شود. همان طور كه ما موفق شده ايم خانه هاي «چند سال پيش» را به «چهارخونه»، «شيش خونه» و بلكه «ششصد خونه» تبديل كنيم!
* سروش صحت (كارگردان):
من يك كارگردان معتقد به ساختارشكني هستم. اين ساختارشكني را شما در سراسر سريال و حتي در تمام قيافه من مشاهده مي كنيد. شامل موهاي بلند وزوزي ساختارشكن، ريش و سبيل ساختارشكن، كلاه قارچي منگوله دار ساختارشكن و «نظيرشنبه» ساختارشكن!
در همين راستا معتقدم همان طور كه در جشنواره طنز ساختارشكني كرده و به «فيروز كريمي» جايزه دادند، جايزه آقاي گل ليگ برتر را بدهند به من كه در يك سال بيشترين دسته گل را در صدا و سيما به آب دادم! _________________
 |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
منظومه رتبه 2


عضو شده در: 30 Dec 2007 پست: 223
|
تاريخ: پنجشنبه Jan 03, 2008 11:17 am عنوان: |
|
|
افسانه هاي دوهزار و چندمي ؛ حكايت همسر اميرهوشنگ خان
مهدي نصيري
يكي بود، يكي نبود. در يك ولايتي يك اميرهوشنگ خاني باهمسرش كه يك خانوم هفتاد، هشتاد ساله بود زندگي مي كرد. يك روز
صبح ساعت 7 زن اميرهوشنگ خان پس از صرف صبحانه به شوهرش گفت: اميرهوشنگ خان !همانا من دلم براي ننه ام يك ذره شده است و مي خواهم بروم ولايت خودمان به خواهر و برادرهايم سري بزنم.
بعد بقچه اش را بست و سوار الاغ شد و راه افتاد. توي راه با خودش فكر كرد كه يك سفر مجردي بعد از عمري زندگي با اميرهوشنگ خان چقدر مي چسبد. به همين خاطر موبايلش را هم خاموش كرد كه تا مدتي ديگر صداي شوهرش را نشنود.
اين خانوم هفت روز و هفت شب بعد رسيد به ولايتشان و پس از احوالپرسي و چاق سلامتي، رفت كنار خواهرش نشست تا احوالات او را هم بپرسد. خواهر زن اميرهوشنگ خان هم دست بر قضا تازه كانكت شده بود و داشت با يك آقا پسري به نام لئوناردو دي كاپريو در يك ولايت ديگر چت مي كرد.
زن اميرهوشنگ خان نيم ساعتي نشست و همه فوت و فنهاي چت كردن را از خواهرش ياد گرفت. بعد هم رفت از بقالي ولايتشان يك كارت پانصد توماني با اكانت شبانه خريد و از ساعت يك نصفه شب نشست پاي چت!
دست بر قضا همان اول كاري هم يك آقا پسر بيست و دو ساله خوشگل و خوش صحبت را پيدا كرد و از او پرسيد: آقا پسر بچه كجايي؟ پسر گفت: بچه تهرون !تو بچه كجايي؟ گفت: را... منم بچه تهرون !بيست ساله، و در زيبايي لنگه ام در هفت اقليم پيدا نمي شود.
خلاصه آن شب زن اميرهوشنگ خان تا توانست براي آن جوان بيچاره كلاس گذاشت و از خودش و محاسنش گفت و هر جا هم كه پسر يك كم جواني مي كرد، عكس يك كله قرمز عصباني را برايش مي فرستاد و همه چيز بهداشتي مي شد.
زن اميرهوشنگ خان همان شب يك قراري با آن پسر جوان توي پارك لاله گذاشت و فردا صبح ساعت 7 هم بقچه اش را بست و راهي پايتخت شد.
از اتوبوس كه پياده شد. نشاني را از يك آقايي پرسيد، بعد سوار تاكسي شد و يك راست رفت توي پارك. اول يك سر و گوشي به لحاظ امنيتي آب داد، بعد رفت سراغ همان نيمكتي كه قرارش را با آن پسر گذاشته بود. (ناگفته نماند كه خانم قصه ما قبل از هر چير رفته بود توالت عمومي و دستي به سر و رويش كشيده بود.)
به نيمكت كه رسيد ديد يك پسر جوان خيلي خوش تيپي پشت به او نشسته و دارد براي مرغابيهاي توي حوض ارزن تف داده مي پاشد.
رفت جلو، صدايش را نازك كرد و دست مثل پنجه آفتابش را گذاشت روي شانه پسر (اين نوع ارتباط بزودي از لحاظ شرعي و قانوني در داستان توجيه خواهد شد.)
پيرزن هنوز چشمهاي زيباتر از پنجه آفتابش را رو به پسر جوان باز نكرده بود كه با قيافه درهم و برهم اميرهوشنگ خان روبه رو شد و همان جا لنگ كفشش را درآورد و چند ضربه محكم توي كله او كوبيد و با فرياد گفت: خاك بر سرت پيرمرد !همانا تو از هيكل گنده و ريش سفيدت خجالت نكشيدي دختر مردم را گول زدي از ولايت كشاندي به اين خراب شده؟ همانا تو مگر شرم نداري؟ حيا نداري؟
اميرهوشنگ خان هم عينك آفتابي اش را از صورت برداشت و به محض ديدن زنش، يك پاي ديگر قرض كرد و مثل باد توي پارك پيچيد و غيبش زد. همسر اميرهوشنگ هم چند دقيقه اي نشست، ديد حنايش براي هيچكس رنگي ندارد، پاشد برگشت ولايت. سر خانه، زندگي اش.
(نتيجه اينكه مردها و بخصوص پيرمردها مبادا بروند كافي نت با كسي چت بكنند كه آخر و عاقبتش اين طوري مي شود.) _________________
 |
|
| بازگشت به بالاي صفحه |
|
 |
|